اگر بودجه نظامی آمریکا و اسرائیل را با ایران ومتحدین اش مقایسه کنید.
اصلا به قول معروف "قیاس مع الفارغ" است، جایی برای مقایسه وجود ندارد.
بودجه نظامی ایالات متحده بیش از یک ملیارد دلار و بودجه نظامی اسرائیل حدود پنجاه ملیارد دلار می باشد در حالی که بودجه نظامی ایران حدود 8 ملیارد دلار وحزب الله وجبهه مقاومت و در راس آن حزب الله حدود یک ملیارد دلار است.
یعنی جمعا بودجه نظامی ایران و حزب الله و جبهه مقاومت به یک هزارم بودجه نظامی آمریکا و اسرائیل هم نمی رسد.
آمریکا و اسرائیل تسلیحاتی را در اختیار دارند که طبق معیارهای نظامی پیشرفته ترین تسلیحات جهان به حساب می آیند.
حجم پشتوانه اقتصادی نظامی آمریکا و اسرائیل بی نهایت است.
آمریکا و اسرائیل می توانند هر جنایت جنگی ای که بخواهند انجام دهند و هیچ کس در جهان نه فقط جرئت سوال کردن ازآنها را ندارد اما حتی از آنها حمایت می کند.
بماند مزدوران حقوق بگیر فارسی زبانی که در رسانه های مختلف عمومی و گروهی هم همه جنایات جنگی اینها را توجیه میکنند.
بماند چتر رسانه ای بین المللی که برای حمایت از جنایات جنگی اینها نیز وجود دارد.
طبق همه معیارها اگر اینها وارد جنگی شوند قطعا باید از آن جنگ پیروز بیرون بیایند و طبق همه معیارهای نظامی اکثر کشورهای جهان نهایتا طی چند روز که از انگشتان یک دست هم کمتر است شکست می خورند.
اما در ایران چنین نشد و بر عکس اینها شکست خوردند، آن هم چه شکستی.
همانگونه که طبق معیارهای نظامی جهان حساب و کتاب هایی درباره تجهیزات و امکانات وجود دارد در علم سیاست هم معیارهایی وجود دارد.
معادله بسیار ساده است، اگر طرفی به طرف مقابل حمله کند باید هدف خود را مشخص کند، اگر به آن هدف رسید یعنی پیروز شده اگر نرسید و دفاع کننده موفق شد اجازه ندهد حمله کننده به اهداف اش برسد، دفاع کننده پیروز است.
بماند که اینها طی 40 رو جنگ ده ها هدف را مشخص کردند اما هدف های اصلی ای که آمریکا و اسرائیل مشخص کرده بودند:
1 – سرنگونی نظام
2 – نابودی ایران وتجزیه آن و تغییر نقشه آن
3 – اشغال بخش هایی از آن مخصوصا جزایر جنوب و مناطقی در شرق و غرب کشور.
4 – ایجاد آشوب داخلی و اغتشاش و در نهایت وارد کردن ایران به جنگ داخلی
5 – نابودی زیر ساخت های کشور و بازگرداندن ایران به عصر حجر
6 – پاک کردن ایران از روی نقشه کره زمین ظرف 4 ساعت.
7 – نابود کردن کامل یک تمدن طی یک شبانه روز
و...
در نهایت هم همه اهداف آنها در باز کردن تنگه هرمز خلاصه شد.
برای اولین بار طی بیش از سیصد سال (از زمان نادر شاه افشار) ایران در جنگ نه فقط چیزی را از دست نداد و یک وجب از خاک اش توسط دشمن اشغال نشد و از یک وجب از خاک اش عقب نشینی نکرد بلکه دست آوردهایی را داشت که همه جهان را انگشت به دهان نگه داشت.
تسلیحات ایرانی که یک هزارم تسلیحات دشمن ارزش مالی داشت موفق شد تسلیحات هزار برابر قیمتی دشمن را در هم بشکند.
طبق بر آوردها موشک ها و پهباد های ایرانی از دو هزار دلار تا نهایتا 200 هزار دلار ارزش گذاری شده اند درحالی که ایران موفق شد با همین موشک ها وپهباد ها سامانه های چند ملیارد دلاری دشمن را نابودکند.
ایران همه پایگاه های آمریکا در منطقه را با خاک یکسان کرد.
جنگنده های بسیار پیشرفته آمریکایی را که صدها ملیون دلار ارزش دارند سرنگون کردند.
جالب اینکه امروزه خبری مبنی بر اینکه ایران با جنگنده های اف 5 هفتاد ساله موفق شده پایگاه چند ملیارد دلاری آمریکا در کویت که مجهز به پیشرفته سامانه های دفاعی و جنگنده ها بوده را با خاک یکسان کند توسط رسانه های آمریکایی فاش شده.
نه عملیات انتحاری، بلکه عملیات کاملا موفق که جنگنده رفته بمباران کرده و به سلامت به پایگاه خودش برگشته.
می دانید چرا؟
چون خلبان ایرانی علاوه بر مهارت به قول معروف ... جگر هم داشته، آن هم چه جگری، اندازه کله صد تا خلبان دشمن.
ولی نکته ای است که بد نیست به آن توجه داشت و آن این است که نظام تسلیحاتی آمریکا بر مبنای مصرف گرایی و هزینه تراشی بنا شده، یعنی کمپانی های اسلحه سازی آمریکا به دنبال تولید تسلیحاتی که پر سود تر هستند می باشند نه تسلیحاتی که با کیفیت تر هستند و یا برای میدان نبرد کارایی بیشتر دارند.
به همین دلیل هم می باشد که طبق آمار و ارقام آمریکا بیش از پنجاه درصد موشک های دفاعی و تهاجمی خود را در جنگ با ایران مصرف کرده واز دست داده.
این در حالی است که ایران روی تولید تسلیحاتی که برای چنین جنگی لازم است تمرکز کرده و برای چنین جنگی دهه ها برنامه ریزی کرده و تسلیحات ایرانی ویژه چنین جنگی تولید شده اند.
طبق آمار و ارقام ایرانی ها طی چهل روز جنگ چیزی ما بین 10 تا نهایتا 20 درصد تسلیحات خود را مصرف کرده اند و طی کمتر از دو هفته همه انبارهای تسلیحاتی شان دوباره پر شده درحالی که آمریکایی ها حدود شش سال وقت نیاز دارند تا موشک های تولید شده را جبران کنند.
بسیاری از کارشناسان باور دارند دلیل اینکه آمریکایی ها بر آتش بس اصرار دارند این است که اگر روند جنگ ادامه پیدا می کرد طی حدود یک ماه آنها هر آنچه موشک های تهاجمی و دفاعی داشتند را مصرف میکردند و درنهایت شرایطی ایجادمی شد که نه نیروهایشان و نه اسرائیلی ها امکان دفاع در مقابل ایران را نداشتند و آنوقت ایران میتوانست حتی مصطلحا با پرتاب سنگ و تیر کمان آنها را هدف قرار دهد.
نشریات نظامی جهان هم امروزه همه اذعان دارند که ابرقدرتی آمریکا در این جنگ زیر سوال رفته در حالی که جایگاه نظامی ایران به شدت ارتقا یافته و حتی برخی ایران را چهارمین قدرت نظامی جهان معرفی می کنند، کشوری که موفق شده در مقابل بزرگترین ابرقدرت جهان عرض اندام کند.
البته نمی توان انکار کرد که نه فقط آن خلبانان که رفتند و پایگاه های آمریکا را بمباران کردند بلکه همه نیروهای مسلح ایران نشان دادند که ایرانی ها در جنگ ... جگر دارند، و آن هم چه جگری، و دشمنانشان هم جگر مقابله با آنها را ندارند.
ماجرای رویارویی مستقیم نظامی ایرانی ها با آمریکایی ها در اصفهان یک ماجرای بسیار مهم بود که در واقع فیصله بخش جنگ هم به حساب آمد.
آمریکایی ها در این درگیری بود که متوجه شدند با چه کسانی طرف هستند، کسانی که با تفنگ شکار حیوانات نیرویها ویژه تا دندان مسلح آنها را شکار می کنند و از شهادت بیم ندارند.
مردانی که با اینکه می دانستند به احتمال زیاد شهید می شوند اما لانچر ها را بیرون می آوردند و به دشمن حمله می کردند.
زنانی که زنجیره انسانی درست کردند و همه زیربناهای کشور را با جان خود حمایت کردند.
مردمانی که علیرغم همه تهدید های دشمن وحتی اختلافات فکری اما ایران خود را در اولویت قرار دادند یک روز میدان ها را خالی نگذاشتند تا نیروهای مسلح خیالشان راحت باشند و حواسشان به خط مقدم باشد، تا دولتمدران خیالشان راحت باشند که در هر چانه زنی سیاسی ملت پشت سر آنها هستند تا دشمن دختر بچه کش بفهمد اگر به خانه یک ایرانی حمله کند با کل خانواده ایران و ایرانی طرف هست.
شما فکر می کنید کسی می تواند چنین ملتی را شکست دهد؟
زهی خیال باطل