افزایش همزمان قیمت انرژی، سوخت و مواد غذایی در اروپا، در پی تشدید تنش میان آمریکا و ایران، زنگ خطر یک بحران فراتر از اقتصاد را به صدا درآورده است.
آنچه از نگاه رهبران اروپایی یک شوک اقتصادی تلقی میشد، اکنون نشانههایی از تبدیل شدن به یک وضعیت بیثبات در درون اتحادیه اروپا را آشکار کرده است.
تقابل آمریکا و ایران که لحظه به لحظه پیچیدهتر میشود، به تدریج در حال تبدیل شدن از یک مناقشه در خاورمیانه به یک شوک ملموس اقتصادی در اتحادیه اروپاست و نخستین نشانه این شوک، در بازار انرژی بروز کرده است.
بعبارتی، افزایش قیمت برق و گاز، هزینه تولید و مصرف را بهطور همزمان بالا برده است. برآوردهای اولیه در برخی کشورهای اروپایی نشان میدهد که قیمت برق بین حدود 15 تا 30 درصد رشد داشته و این افزایش بهطور مستقیم به سایر بخشهای اقتصادی سرایت کرده است.
از سویی، همزمان، افزایش هزینه سوخت بهویژه بنزین و گازوئیل در محدودهای حدود 10 تا 20 درصد، فشار مضاعفی بر حملونقل و لجستیک وارد کرده است. تاجایی که این موج تورم، بهسرعت به بازار مواد غذایی منتقل شده و یک اثر دومینویی ایجاد کرده است.
افزایش هزینه انرژی و حملونقل، قیمت مواد غذایی را در بسیاری از کشورهای اتحادیه بین 8 تا 15 درصد بالا برده و این روند بهطور نامتناسبی بیشتر به خانوارهای با درآمد متوسط و پایین آسیب زده است.
این انتقال فشار از انرژی به سبد معیشتی، بهمعنای فرسایش مستقیم قدرت خرید و افزایش نارضایتی اجتماعی است. در چنین شرایطی، اقتصاد اروپا نهتنها با تورم، بلکه با کاهش تقاضای داخلی و افت رشد اقتصادی نیز مواجه میشود.
اما به هر حال، یکی از تبعات فشار اقتصادی در میان شهروندان بروز بیاعتمادی سیاسی است. افزایش هزینههای زندگی، بهویژه در حوزههای حیاتی مانند انرژی، سوخت و غذا، ممکن است بر مشروعیت دولتهای حامی جریان اصلی در اروپا تأثیرگذار باشد.
این شرایط، بستر را برای تقویت جریانهای پوپولیستی و افزایش نفوذ نیروهای منتقد همگرایی اروپایی فراهم میکند. در نتیجه، آنچه با حمله نظامی به ایران و ناامن سازی مسیری که سالها ایران مسئول برقراری نظم و امنیت کامل در آن بود آغاز شد و سپس به یک شوک اقتصادی تبدیل شد، اکنون در آستانه ورود به یک بحران ساختاری در درون اتحادیه اروپاست