ایالات متحده آمریکا بارها و بارها به بهانه ترک مخاصمه با ایران خواسته هایی را مطرح کرده که از نظر قوانین بین الملل خواسته های غیر مشروع وغیر قانونی به حساب می آیند اما هنوز روی آنها اصرار دارد وبرخی نیز در داخل و خارج کشور فشار می آورند که ایران به خواسته های آمریکا تمکین کند تا ترک مخاصمه شود.
مشکل اصلی این افراد این است که یا تاریخ را مطالعه نکرده اند و یا با قوانین و مقررات بین المللی آشنایی ندارند و یا جهان معاصر را نمی شناسند و یا غرض ورضی دارند و دنبال نابودی ایران می باشند وگرنه اگر اینگونه نباشد هیچ منطقی وجود ندارد که ایران به این خواسته های "نا مشروع" و "غیر قانونی" آمریکا تمکین کند.
معیار تعیین مشروع و یا قانونی بودن چیزی هم قوانین بین المللی است و نه خواست واراده آمریکا.
طبق قوانین بین المللی همه کشورهایی که عضو معاهده منع گسترش تسلیحات هسته ای هسته حق غنی سازی اورانیوم در "هر سطحی که خودشان صلاح بدانند و نیاز داشته باشند" را دارند و فقط تنها شرط این است که این غنی سازی تحت نظارت سازمان بین المللی انرژی هسته ای و با اطلاع آن باشد.
سازمان بین المللی انرژی هسته ای هم در مقابل تعهداتی در مقابل اعضا دارد و مهم ترین آنها این است که این سازمان باید محرمانه بودن اطلاعات را حفظ کند و همچنین تضمین های بین المللی جهت حفاظت از برنامه هسته ای صلح آمیز کشورها را تامین کند.
ایران در همه مراحل واو به واو طبق پروتوکل و قوانین بین المللی عمل کرده اما در مقابل سازمان بین المللی انرژی هسته ای به هیچ یک از تعهدات خود در قبال ایران پایبند نبوده و حتی حمله آمریکا و اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران را نیز محکوم نکرده، ابتدایی ترین وظیفه این آژانس.
حتی مدیر کل این آژانس پا فراتر گذاشته و در اظهاراتی گفته که برنامه هسته ای ایران فقط با یک بمباران اتمی نابود می شود و به نوعی کشورهای متخاصم را دعوت به استفاده از تسلیحات هسته ای بر علیه ایران کرده.
به هر حال با وجود این شرایط این سوال برای ایرانی ها پیش می آید که اصلا همکاری با این آژانس چه فایده ای برای ایران دارد؟
با توجه به اینکه رئیس جمهوری آمریکا و وزیر جنگ این کشور و نخست وزیر اسرائیل بارها ایران را تهدید به جنایات جنگی کرده اند و همین روز گذشته نیز وزیر جنگ آمریکا دوباره این تهدید ها را تکرار کرد و ترامپ ادعا کرده که می خواهد ظرف چهار ساعت کل تمدن ایران را نابودکند، که به معنای حمله اتمی بر علیه ایران به حساب می آید، و با توجه به اینکه جامعه بین المللی لام تا کام در مقابل این تهدید ها و انجام جنایات جنگی توسط آمریکا و اسرائیل سکوت اختیار کرده، ایرانی ها مجبور هستند فقط به توانمندی و امکانات خود برای تامین موجودیت خودشان تکیه کنند و بس.
اگر آمریکا و یا اسرائیل از تسلیحات هسته ای بر علیه ایران استفاده کنند آیا تصور می کنید یک مجمع بین المللی و یا کشور در جهان وجود خواهد داشت که حمله اتمی به ایران را محکوم کند؟
آمریکا و اسرائیل طبق همه قوانین بین المللی یک جنگ غیر قانونی بر علیه ایران راه انداختند و 45 روز است از انجام جنایات جنگی بر علیه ایران دریغ نکرده اند اما حتی یک بار هم شورای امنیت جلسه تشکیل نداد تا این جنایات و حمله به ایران را بررسی کند، محکوم کردن پیش کش.
تنها دلیل ای که آمریکا و اسرائیل دست به چنین کاری نزده اند این است که ایران اورانیوم غنی سازی شده سطح بالا در اختیار دارد و با توجه به اینکه علم کافی و فناوری لازم را در اختیار دارد آنها بیم آن را دارند که حمله اتمی به ایران توجیهی برای ساخت سلاح هسته ای توسط ایران و استفاده از آن بر علیه اسرائیل باشد.
همین و بس، وگر نه قوانین بین المللی کیلویی چند؟
خواسته هایی که ایالات متحده امروزه مطرح می کند یعنی تفکیک برنامه هسته ای ایران، تفکیک برنامه موشکی و قطع ارتباط ایران با همپیمانان اش در منطقه دقیقا همان خواسته هایی هستند که آمریکایی ها زمانی از لیبی و کره شمالی خواستند.
لیبی گول خورد و دل به تضمین امنیتی انگلیس و فرانسه و ایتالیا و معاهده صلح و دفاع مشترک با آنها بست اما در مقابل کره شمالی از معاهده منع گسترش تسلیحات هسته ای خارج شد و سلاح هسته ای خود را تولید کرد.
امروزه هم می بینیم چه بلایی سر لیبی و مردم لیبی، که زمانی مرفه ترین زندگی در آفریقا و کشورهای عربی را داشتند آمده، کشور به چهار قسمت تقسیم شده، نفت آن غارت می شود و اینها مدام با هم در جنگ هستند و مردم این کشور را به عنوان برده در میدان ها خرید و فروش می کنند و یا اینکه مجبور هستند به هر وسیله ای شده از لیبی فرار کنند بروند اروپا به عنوان عمله کار کنند تا نانی به دست آورند در مقابل کره شمالی حد اقل موجودیت خود را حفظ کرده وکسی جسارت حمله نظامی به آن و یا تهدید به انجام جنایات جنگی بر علیه مردم آن را ندارد.
قطعا اگر قوانین بین المللی وجود داشت که همه پایبند آن بودند شرایط فرق می کرد اما با توجه به شرایط بین المللی موجود و با توجه به کارها و جنایاتی که اسرائیل و آمریکا انجام داده اند و تهدید به انجام آن می کنند هیچ منطقی وجود ندارد که ایران بپذیرد برنامه موشکی و یا هسته ای و یا رابطه خود با متحدین خود در منطقه را قطع کند.
در همین جنگ هم دیدیم که همین متحدین ایران بودند که به کمک ایران آمدند و علیرغم هزینه هایی که برایشان داشت ولی وارد جنگ شدند و اگر اینها نبودند شاید شرایط جنگ اینگونه که رقم خورد رقم نمی خورد.
آنچه که همه می دانند این است که حمله های حزب الله لبنان به اسرائیل همزمان با حمله های انصار الله یمن موجب آن می شد تا سامانه های دفاعی اسرائیل مصطلحا اشباع شود و موشک های ایرانی ضربه های اصلی و مهلک را به اهداف استراتژیک اسرائیل بزنند.
اسرائیلی ها و آمریکایی ها تعداد زیادی تروریست از سوریه و جاهای دیگر جهان جمع کرده بودند تا از طریق منطقه کردستان عراق و بلوچستان پاکستان با چتر مخالفین کرد و بلوچ وارد ایران کنند و برای خودشان پایگاه هایی داخل خاک ایران ایجاد کنند که موجبات ایجاد جنگ داخلی در حالی که دشمن خارجی در حال انجام عملیات است را فراهم کنند.
متحدین ایران در عراق از الحشد الشعبی گرفته تا کرد های متحد ایران موفق شدند که در عراق اینها را تار ومار کنند و درون ایران مردمان کرد و لر و عرب و بلوچ همه بسیج شدند تا اجازه تحرک به مزدوران آمریکا و اسرائیل را ندهند.
اگر متحدین ایران نبودند قطعا آمریکایی ها و اسرائیلی ها، که علنا نیز این نیت را اعلام کردند، موفق می شدند نقشه های تروریستی خودشان را محقق کنند و فجایعی غیر قابل تصور بر علیه ملت ایران راه بیاندازند.
آیا فکر می کنید تروریست های داعش که مورد حمایت برخی کشورهای عرب منطقه هستند و به دنبال آن هستند که با خون مردم ایران وضو بگیرند (طبق عقاید تروریتی آنها) می آمدند برای ایرانی ها دموکراسی می آوردند؟
به هر حال وقتی که این موارد را با دقت بررسی می کنیم می بینیم هدف آمریکایی ها از خواسته هایشان پای میز مذاکره این است که ابزار قدرت ایران را از این کشور از طریق مذاکرات سلب کنند تا دفعه بعد که می خواهند به ایران حمله کنند دیگر ایران توانمندی ای برای دفاع از خود نداشته باشد و به راحتی بتوانند ایرانی ها را قتل عام کنند و نسل کشی راه بیاندازند و تمدن ایرانی را به قول خودشان محو کنند.