در حالی که آقای قالیباف با یک تیم بسیار بزرگ و قوی رفته بود مذاکرات اسلام آباد تا دست آوردهای میدان را نقد کند به نظر می رسد ج دی ونس دستهایش را درجیب کرده بود و آمده بود ببیند آیا میتواند آنچه را که آمریکایی ها در جنگ نتوانستند به دست آورند را از طریق مذاکرات به دست آورد یا نه.
طبق گفته برخی حاضرین درمذاکرات جراد کوشنر و استیو ویتکاف که بدون داشتن سمت رسمی در دولت آمریکا فقط به عنوان نماینده رئیس جمهوری این کشور در مذاکرات شرکت داشتند هم عملا جزو حلقه نتانیاهو در دولت ترامپ به حساب می آیند و در این مذاکرات اسرائیل را بیشتر نمایندگی می کردند تا آمریکا و بیشتر به دنبال احقاق خواسته های اسرائیل بودند نه منافع آمریکا.
اصرار ایالات متحده بر خواسته های نا مشروع خود مانند تفکیک برنامه هسته ای و موشکی موضوع دیگری بود که نشان می داد آمریکاییها پس از ناکامی در نابودی برنامه هسته ای و موشکی ایران به دنبال آن هستند که از طریق مذاکرات آن را نابود کنند.
پس از حمله اخیر ایالات متحده و اسرائیل به ایران و تهدیدهای ترامپ مبنی بر نابودی تمدن ایرانی عملا ایرانیها بیش از پیش مطمئن شده اند که برنامه هسته ای و موشکی خود را باید با چنگ و دندان حفظ کنند چرا که طرف مقابل به دنبال صلح نیست بلکه هدف اش نابودی ملت ایران است.
بسیاری ایرانیها امروزه میپرستند اگر احیانا ایالات متحده یا اسرائیل از تسلیحات هسته ای بر علیه مردم ایران استفاده کنند و 90 ملیون ایرانی را بکشند و طبق گفته ترامپ تمدن و ملت ایران را نابود کنند چه کسی در جهان وجود دارد که حتی یک سوال از آمریکا و اسرائیل کند که چرا چنین کاری انجام دادید؟
مگر اسرائیل که فلسطینی ها را در غزه قتل عام کرد مورد مسائله کسی قرار گرفته؟
حال که ایرانی ها موشک دارند و از خود دفاع میکنند و آمریکا و اسرائیل بیم آن را دارند که اگر به ایران حمله اتمی کنند ممکن است ایران هم سلاح هسته ای بسازد و به اسرائیل حمله کند این بلاها را بر سر مردم ایران می آورند و این تهدیدها را مطرح می کنند اگر ایرانی ها این موشک ها و اورانیوم و... را برای دفاع از خود نداشتند می خواستند با ایرانیها چه کار کنند.
این خواسته های آمریکا واو به واو همان خواسته هایی است که آمریکایی ها و اروپایی ها قبلتر از لیبی داشتند و بعد از اینکه قذافی به خواست آنها تمکین کرد دیدیم چه بلایی سر لیبی آوردند و عملا هم نتانیاهو یک سال پیش در دفتر بیضی کاخ سفید و در حضور خبرنگاران به صراحت گفت که به آمریکا و اسرائیل به دنبال سناریوی لیبی در ایران هستند.
نتانیاهو همچنین دو سال پیش از منبر مجمع عمومی سازمان ملل علنا ایران را تهدید به جنگ اتمی کرد.
در چنین شرایطی با چه منطقی ایران می تواند بپذیرد که برنامه هسته ای و موشکی خود را تفکیک کند؟
ظاهرا بحث تنگه هرمز هم بحث دیگری بود که موجب جدل بین طرفین شده بود.
آمریکایی ها خواستار آن هستند که برگه برنده ایران درمذاکرات رااز ایران سلب کنند و بدیهی است ایران که می داند این برگه افسار آمریکا و اقتصاد جهان است را حاضر نخواهد بود از دست دهد.
تهدیدهای ترامپ مبنی بر محاصره دریایی ایران و یا باز کردن تنگه هرمز به زور هم همانند همه تهدیدهای دیگر او طی چهل روز گذشته به حساب می آید چرا که همه کارشناسان متفق القول هستند که این حرفها توخالی و بی معنی می باشد، نیروی دریایی آمریکا طی چهل روز گذشته از ششصد مایل ای به مرزهای ایران نزدیک تر نشده و به خوبی می داند اگر نزدیک تر شود امکان هدف قرارگرفتن توسط ایرانیها را دارد و حتی روز گذشته که آنها از آتش بس سوء استفاده کردند وتلاش کردند از تنگه هرمز رد شود با واکنش نیروهای مسلح ایران مواجه شدند و پا به فرار گذاشتند.
کلا هم آنچه کل جهان به آن اذعان دارد این است که تنگه هرمز فقط از طریق دیپلماسی و راضی کردن ایران قابل تردد می باشد و عملیات نظامی در این تنگه به جای اینکه تنگه را باز کند موجب آن می شود که تنش بسیار بالا بگیرد و هیچ کشتی تجاری ای جرئت عبور نداشته باشد وشرکت های بیمه امکان ندارد کشتیهایی که از چنین جایی عبور می کنند را بیمه کنند.
به نظر می رسد به نفع آمریکاییها باشد که بیشتر تعقل کنند و صحبت های فضایی مطرح نکنند و واقعیت های روی زمین را بپذیرند.
واقعیت روی زمین این است که آنها شکست خورده اند و مجبور هستند که به ایران امتیاز بدهند تا رضایت ایران را جلب کنند و اگر ایران قبل از جنگ برای پرهیز از جنگ حاضر بود امتیازاتی را بدهد دیگر بعد از جنگ این امتیازات را به آنها نخواهد داد.