سميه پسندیده کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با اسپوتنیک اظهار داشت تجربه سیاست خارجی آمریکا نشان میدهد که در بسیاری از مداخلات نظامی و سیاسی، همچون لیبی، عراق و سوریه منابع طبیعی نقش محوری داشته است.
پسندیده در ادامه گفت، پیش از آغاز جنگ اخیر نیز بسیاری از کارشناسان بدفعات در ارزیابیهای خود یکی از اهداف احتمالی حمله نظامی آمریکا را کنترل نفت و گاز ایران میدانستند.
این کارشناس تصریح کرد، درحالیکه بیانیه اخیر دونالد ترامپ که صراحتاً تمایل خود را برای تصاحب نفت ایران اعلام کرده، یادآور همان الگوی قبلی است. برخلاف زبان دیپلماتیک رسمی که در دولتهای پیشین و حتی دولت بایدن از مفاهیمی مانند بازسازی دموکراسی و کمک به مردم ایران استفاده میشد، ترامپ بیپرده اهدف اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود را فاش میکند. این نوع بیان، ماهیت عملگرایانه و واقعبینانه سیاست خارجی آمریکا را به وضوح نشان میدهد.
پسندیده افزود، تفاوت بیانیه ترامپ با گفتمان رسمی وزارت خارجه در دوره بایدن، واقعا چیزی بیش از یک تغییر لفظی است. در ونزوئلا، دولت آمریکا تصرف داراییهای شرکت Citgo را با بهانه حفاظت از مردم توجیه میکرد، اما اکنون ترامپ بدون هیچ پوشش حقوقی یا اخلاقی، به صراحت اعلام میکند که هدف، دموکراسی یا آزادی مردم ایران نیست، بلکه تصاحب منابع نفتی این است. این تغییر صریح در لحن، نشاندهنده گرایش به تاکتیکهای مستقیم و البته بالقوه نظامی است و میتواند شاخصی از رویکرد آینده آمریکا در کل خاورمیانه باشد و کشورهای منطقه که اکنون چشم خود را به روی حقيقت بستهاند بزودی در دام ایالاتمتحده گرفتار خواهند شد.
این کارشناس در پایان خاطر نشان کرد، اظهارنظر مستقیم ترامپ درباره جزیره خارک که پایانه اصلی صادرات نفت ایران است، اهمیت نظامی و استراتژیک ویژهای دارد.
انتخاب این هدف خاص نشانهای از برنامهریزی دقیق برای اعمال فشار اقتصادی یا حتی عملیات احتمالی و البته تنظیم بازار انرژی است. کاخ سفید فکر میکند که
با تمرکز بر چنین نقطه کلیدی، میتواند زمینهساز تاکتیک تصرف محدود و متمرکز باشد که هم اقتصاد نفتی ایران را هدف قرار میدهد و هم قابلیت پاسخگویی محدود ایران را محک میزند، اما نطقه خطای ایالات متحده که از عدم شناخت واقعی ایران چشمه میگیرد دقیقا همینجاست.