امین خدایی، پژوهشگر رسانه، در بخش پایانی گفتگو با اسپوتنیک به بررسی هویت مدیران ارشد این شبکه میپردازد: اگر بخواهیم مغز متفکر عملیاتی این شبکه را بشناسیم، باید به فردی به نام "محمود عنایت" اشاره کنیم.
او که سابقه طولانی در بخشهای فارسی رسانههای دولتی بریتانیا (مانند بیبیسی) و پروژههای موسوم به "توسعه رسانهای" دارد، در واقع حلقه وصل بودجههای کلان سعودی و استراتژیهای امنیتی غربی است.
خدایی میافزاید: عنایت یک تکنوکرات رسانهای است که تخصصش در "مهندسی افکار عمومی" برای پیشبرد پروژههای بیثباتسازی کشور ایران است. او وظیفه داشت توازن ظریفی میان یک "رسانه خبری" و یک "مرکز عملیات روانی" را حفظ کند اما با وقایع اخیر و تبدیل شدن شبکه به تریبون صریح تروریسم، این نقاب کاملاً فرو افتاد.
خدایی گفت: در کنار عنایت، نامهای دیگری چون علیاصغر رمضانپور نیز دیده میشوند که نقش بازوی اجرایی را ایفا میکنند. اما خدایی معتقد است مدیریت واقعی این شبکه در لایههایی بالاتر و در پیوند میان سرویسهای اطلاعاتی تعریف شده است.
وی تصریح کرد، اسناد مالی نشان میدهد که این مدیران بر اساس میزان "توفیق در ایجاد گسستهای اجتماعی" پاداش میگیرند. انتقال دفتر شبکه از لندن به واشنگتن به بهانه تهدیدات امنیتی، در حقیقت فرار از قوانین نظارتی بریتانیا (آفکام) و پناه بردن به چتر حمایتی مستقیم تندروهای آمریکایی بود تا دست مدیران برای اقدامات رادیکالتر باز باشد.
خدایی در پایان این گفتگو اذعان داشت، ایران اینترنشنال امروز در بحرانیترین دوران حیات خود قرار دارد. از یک سو افشای دیتابیس 71 هزار نفری توسط گروه "حنظله" که نشان داد این شبکه چگونه از مخاطبان خود به عنوان طعمه امنیتی استفاده کرده، و از سوی دیگر شکست پروژههای میدانی، این شبکه را عملا به یک مهره سوخته تبدیل کرده است.
تاریخ نشان داده است که پیمانکاران امنیتی، به محض اتمام تاریخ مصرف یا هزینه بر شدن برای کارفرمایان، به سادگی کنار گذاشته میشوند. آنچه امروز از ساختمان این شبکه در واشنگتن مخابره میشود، صدای مردم ایران نیست، بلکه فریادهای لرزان جریانی است که میبیند میلیاردها دلار سرمایهگذاریاش در برابر آگاهی ملی و ضربات فنی نیروهای حافظ امنیت، به تلی از خاکستر تبدیل شده است. پایان اینترنشنال، پایان عصر رسانههایی است که با ژست خبرنگاری، اسلحه به دست میگیرند.