اخیرا کایا کالاس مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در بروکسل اظهار داشته که اروپا خواهان جنگ جدیدی در منطقه خاورمیانه نیست و بر ضرورت پیدا کردن راهکار دیپلماتیک برای اختلاف ها با ایران تاکید دارد و اروپایی ها حاضر هستند که در این ماجرا میانجی گری کنند.
وی همچنین ادعا کرد که: "ایران در ضعیف ترین وضعیت خود قرار دارد و این فرصت خوبی است تا بتوانند از ایران پای میز مذاکرات امتیاز بگیرند".
آنچه این خانم تازه کار متوجه نیست این است که اگر ایران در ضعیف ترین وضعیت خود قرار داشت قطعا الأن آمریکایی ها پای میز مذاکره با ایران ننشسته بودند.
حضور کشورهای اروپایی و تلاش برای تامین منافعشان همیشه بزرگترین معضل در همه مذاکرات میان ایران و آمریکا بوده و هیچوقت اروپایی ها نقش سازنده ای را بازی نکرده اند که حالا بخواهند نقش سازنده ای در مذاکرات داشته باشند.
علیرغم اینکه اروپایی ها می توانستند برجام را حفظ کنند و کاری کنند که ایران هم با دریافت امتیازات اقتصادی برجام به همکاری خود ادامه دهد اما اروپایی ها بعد از خروج ایالات متحده از برجام جلوتر از آمریکایی ها همه قرارداد هایی که با ایرانی ها بسته بودند را نادیده گرفتند و اجرا نکردند.
آنها در یک نامه رسمی و مکتوب 19 تعهد را به ایران دادند و تعهد کردند که اگر ایران در برجام باقی بماند و آن را اجرا کند آنها این 19 کار را انجام دهند تا ایران بتواند از برجام منتفع شود اما حتی یک بند از تعهدات خود را اجرا نکرند.
قبل از مذاکراتی که منجر به برجام شده بود ایرانی ها با آمریکایی ها مذاکرات محرمانه ای را در عمان برگزار کرده بودند و به توافقاتی هم رسیده بودند و به استناد مصاحبه دکتر علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه وقت ایران با نشریه مثلث آقای عراقچی و آقای ولایتی از طرف ایران و ویلیام برنز و جاک سالیوان و آنتونی بلینکن از طرف آمریکا در این مذاکرات شرکت کرده بودند.
دلیل اصلی ای که ایرانی ها خواستار آن شدند تا 5 کشور دیگر هم به این مذاکرات بپیوندند این بود که ایرانی ها به آمریکایی ها اعتماد نداشتند و خواهان آن بودند که این 5 کشور در کنار اتحادیه اروپا و شورای امنیت ضامن توافق باشند.
اما دیدیم که اروپایی ها علاوه بر اینکه تعهدات خود را انجام ندادند در اجرای برجام سنگ اندازی کردند و در نهایت هم با اجرای بند ماشه فاتحه برجام را خواندند.
علیرغم همه این رفتارهای اروپایی ها باز هم در دوره های قبلی مذاکرات ایران و آمریکا ایرانی ها چند بار پیشنهاد داده بودند که اروپایی ها در مذاکرات شرکت کنند اما آمریکایی ها خواهان آن بودند که مذاکرات فقط میان آنها و ایران باشد و عملا به قول معروف اروپایی ها را آدم حساب نکردند.
البته این ماجرا محدود به مذاکرات ایران و آمریکا نبود و نیست، حتی در مذاکرات مربوط به اوکراین هم می بینیم که آمریکا مستقیم با روسیه وارد گفتگو ومذاکره شده و هیچ نقشی به اروپایی ها که آسیب دیدگان مستقیم بحران اوکراین می باشند نداده.
در ماجرای غزه هم که دیدیم آمریکا تصمیم خود را گرفت و در نهایت رهبران کشورهای اروپایی را وادار کرد مانند بچه مدرسه ای به صف شوند تا فقط امضای توافق را مشاهده کنند.
اگر قبل از اجرای نا موفق بند ماشه برجام احتمال آن می رفت که ایران اصرار کند نقشی برای اروپایی ها در مذاکرات وجود داشته باشد بعد از اجرای بند ماشه و قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیست تروریستی اتحادیه اروپا قطعا دیگر ایران حاضر نخواهد بود اروپایی ها جایگاهی در مذاکرات داشته باشند.
واقعیت امر هم این است که دلیل اصلی خروج ایالات متحده از برجام این بود که ایرانی ها به اشتباه بیش از 90% قرارداد ها و پروژه های اقتصادی خود را به اروپایی ها داده بودند وترامپ از این بابت ناراضی بود و تصمیم گرفت از برجام خارج شود و اروپایی ها اگر به قول معروف آدم بودند قرارداد ها را نگه می داشتند و اجرا می کردند، امروزه در مذاکراتی که میان آمریکا و ایران در جریان است یکی از محورهای اصلی این است که آمریکایی ها خواهان ورود شرکتهایشان به ایران و دست گرفتن پروژه های بزرگ اقتصادی می باشند و به وضوح اصرار دارند که اروپایی ها نباید نقشی در این ماجرا داشته باشند و حالا رهبران اروپا احساس می کنند که کیک اقتصادی ایران را از دست داده اند و دست و پا می زنند که اگر شده مثل مگس دور کیک بچرخند تا بلکه چیزی نصیبشان شود.
آنچه امروزه بر سر اروپا می آید همه اش به دلیل وجود رهبران و سیاستمداران نا لایقی است که منافع اروپا را قربانی کرده اند.