امروزه بحث مذاکرات ایران و آمریکا به نقل محافل خبری جهانی تبدیل شده.
حدود یک ماه پیش بسیاری حتی شانس شروع مذاکرات را نیز صفر می دانستند و پیش بینی می کردند جنگ راه بیافتد و نهایتا باور داشتند که 10% شانس برای مذاکرات وجود دارد.
حتی کار به جایی رسیده بود که برخی در آمریکا صدها ملیون دلار روی روز حمله آمریکا به ایران شرط بندی کرده بودند و طبق آمار رسانه های آمریکا بیش از 1.6 ملیارد دلار ضرر کردند.
البته معلوم نیست که این ضرر به جیب که رفته ولی قطعا هر که این شرط بندی ها را راه انداخته بود به نوعی در سطوح عالی در آمریکا اطلاعات داشت و توانسته بود جیب بسیاری ساده لوحان را خالی کند.
به قول معروف حتی بحث حمله به ایران به ابزاری برای خالی کردن جیب برخی ساده لوحان تبدیل شده.
محاول دیپلماتیک، علی الخصوص اروپایی ها، باور دارند هیچ کس تصور نمی کرد که ماجرا به این سرعت در ایران جمع و جور شود.
آنچه برای همه شان غیر قابل باور بود این بود که علیرغم همه مشکلات اقتصادی که مردم ایران دارند آنقدر درک و شعور سیاسی در این کشور وجود داشته باشد که مردم بتوانند میان خواسته های به حق خود و تلاش دشمنان برای به هم ریختن مملکت تفاوت قایل شوند.
گو اینکه هنوز سایه جنگ دور نشده و برخی باور دارند ممکن است مانند شش ماه پیش به یکباره به ایران شبیخون بزنند اما چند نکته دیگر هم وجود دارد که این عملیات را ناکام گذاشت.
اگر به سناریوی لیبی و یا سوریه که نتانیاهو در کاخ سفید اظهار داشته بود خواهان پیاده کردن آن در ایران است نگاه کنید می بینید که این سناریو بر دو محور استوار بود، اول اینکه مزدوران اسرائیل در گیر و دار تظاهرات مردمی اقدام به تیر اندازی به مردم و نیروهای امنیتی کنند تا درگیری های خونین ایجاد شود و دوم اینکه بخشی از نیروهای مسلح آن کشورها به بهانه پیوستن به مردم و معترضین بر علیه حکومت بایستند و عوامل نفوذی آمریکا و اسرائیل به آنها بپیوندند وجنگ داخلی راه بیافتد.
هم در لیبی این سناریو پیاده شد هم در سوریه.
اما بر عکس تصور اینها نیروهای مسلح ایران هیچ ریزشی نداشتند و بعد از تحقیقات معلوم شد که همه این اطلاعاتی که برخی به اصطلاح ایرانی های خارج کشور به آنها داده بودند ساختگی بوده و صحت نداشته و فقط برای اینکه جیب آنها را بزنند این کار را کرده بودند.
از سوی دیگر هنوز تکلیف اورانیوم های غنی سازی شده ایران معلوم نیست و حتی معلوم نیست که آیا ایران سطح غنی سازی آنها را بالاتر برده یا نه.
قبل از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران این کشور حدود 10800 کیلوگرم اورانیوم غنی سازی شده در اختیار داشت که حدود 450 کیلوگرم آن به سطح 60% رسیده بود.
طبق گفته کارشناسان هسته ای با توجه به اینکه ایران تمام امکانات و توانمندی های فنی لازم را در اختیار دارد و بیش از شش ماه است که آژانس بین المللی انرژی هسته ای هیچ نظارتی بر این اورانیوم ها نداشته و نمی دانند این اورانیوم ها کجا هستند عملا این احتمال وجود دارد که اگر موجودیت ایران در خطر باشد به یکباره رهبری تصمیم بگیرد فتوای خود را تعدیل کند و ایران راه کره شمالی را پیش بگیرد و سریعا بمب اتمی خود را آزمایش کند.
طبق گفته این کارشناسان فقط همان 450 کیلوگرم کافی است تا ایران بتواند بیش از 25 بمب اتمی تولید کند و اگر بقیه اورانیوم های خود را استفاده کند می تواند بیش از یکصد کلاهک اتمی را طی مدت کوتاهی تولید کند و به نوعی یک موازنه قدرت با اسرائیل که طبق اطلاعات غیر رسمی حدود 90 کلاهک هسته ای دارد ایجاد کند.
در چنین شرایطی تاریخ ثبت خواهد کرد که سیاست های آمریکا و اسرائیل ایران را به سمت هسته ای شدن هل دادند و بسیاری از کشورها که در شرایط صلح نخواهند پذیرفت ایران هسته ای شود در چنین شرایطی به ایران حق خواهند داد که برای حفظ موجودیت خود این کار را کرده.
اگر هم بحث تحریم ها باشد که ایران در حال حاضر ذیل شدید ترین تحریمها قرار دارد و شدید ترین فشارهای اقتصادی را متحمل می شود و به قول معروف وقتی که آب از سر گذشته دیگر چه یک وجب چه صد وجب.
بسیاری از محافل دیپلماتیک و کارشناسان باور دارند تا زمانی که آمریکایی ها و اسرائیلی ها موقعیت اورانیوم های ایران را ندانند آنها تلاش خواهند کرد از طریق مذاکره و گفتگو به نحوی جای آنها را پیدا کنند اما لحظه ای که مطلع شوند اورانیوم ها کجا است بدون در نظر گرفتن عواقب زیست محیطی و یا انسانی این اورانیوم ها را بمباران خواهند کرد تا این برگه را از دست ایران خارج کنند.
از سوی دیگر با توجه به اینکه ایران طی یکماه اخیر موفق شد پیشرفته ترین فناوری آمریکا که همان ارتباطات ماهواره ای استارلینک است را خنثی کند آمریکایی ها بیم آن را دارند که اگر به ایران بخواهند حمله کنند ممکن است ایرانیها موفق شود سامانه های شبکه های آنها را خنثی کنند وسیستم های عملیاتی آنها که وابسته به اینترنت و جی پی اس و هوش مصنوعی می باشد فلج شود وعملیات آنها با شکست مواجه شود.
در چنین شرایطی و تا زمانی که ریسک حمله به ایران بیشتر می شود عملا می توان گفت روز به روز احتمال رسیدن به توافق بیشتر می شود و حد اقل چیزی که آمریکایی ها و اسرائیلی ها فعلا نیاز دارند این است که جای اورانیوم ها را بتوانند به هر نحوی شده پیدا کنند.
در پایان باید گفت امروزه احتمال رسیدن به توافق از 10% به 50% رسیده.