علیرغم همه تلاشهای اسرائیل که تنها طرف خواهان وقوع یک جنگ تمام عیار میان ایران و ایالات متحده و به آتش کشیده شدن منطقه است و هنوز هم دارد برای این هدف تلاش می کند صلح طلبان موفق شدند پشت پرده گفتگوهایی را انجام دهند و طرفین را مجاب کنند که اختلافات را از راه های دیپلماتیک حل و فصل کنند.
همه آنهایی که در جریان گفتگوهای پشت پرده هستند به خوبی می دانند نه آمریکا دوستان خواهان وقوع چنین جنگی هستند ونه ایران دوستان و البته نه کشورهای منطقه و جهان.
جالب اینکه حتی اسرائیل دوستان هم خواهان چنین جنگی نیستند.
به هر حال چنین جنگی می تواند کل منطقه را در بر بگیرد، امنیت انرژی را نابود کند و قطعا ده ها و چه بسا هزاران کشته از دو طرف روی دست همه بگذارد.
گو اینکه ایالات متحده یک ابر قدرت جهانی است و تسلیحات برتر را در اختیار دارد اما ایران هم طی چند دهه اخیر موفق شده که برای دفاع از خود تسلیحات مورد نیاز اش را تولید کند و سناریوهای مختلفی برای به اوج رساندن هزینه چنین جنگی را دارد و جنگ 12 روزه ثابت کرد که پیشرفته ترین سامانه های دفاعی آمریکا در قبال موشک ها و پهباد های ایرانی نا توان هستند و همه نیروهای آمریکایی در منطقه از جمله ناوهای هواپیمابر و کشتی های آمریکایی هم آسیب پذیر می باشند.
روز گذشته هم دو اتفاق بسیار مهم در منطقه رخ داد که به نوعی نشان از آن داشت که ایران به هیچ وجه در قبال تهدید های آمریکا کرنش نمی کند.
اولی رسیدن دو پهباد شاهد به 25 متری ناو هواپیمابر لینکلن بود که نشان می داد پهبادها و موشک های ایرانی خیلی راحت می توانند از همه سامانه های دفاعی آمریکایی عبور کنند مخصوصا که جنگنده های آمریکایی مجبور شدند بلند شوند و فقط توانستند یکی از دو پهباد را هدف قرار دهند و ظرف چند دقیقه دیگر یک پهباد دیگر جای این پهباد را گرفت.
گو اینکه این دو پهباد پهباد های رصد بودند ولی عملا آمریکایی ها پیغام را به خوبی دریافت کردند.
همزمان یک ناو جنگی آمریکایی در کنار یک نفتکش آمریکایی تلاش کرد به بهانه حمایت از آن بدون اجازه از ایران از تنگه هرمز عبور کند اما ظرف چند دقیقه شش قایق تندرو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آن را محاصره کردند و ناو آمریکایی مجبور به عقب نشینی شد.
برخی تحلیلگران وضعیت خاورمیانه را می آیند با ونزولا مقایسه می کنند اما واقعیت امر این است که این دو موضوع به هیچ وجه قابل مقایسه نیستند.
آمریکایی ها آبهای ونزولا و حریم هوایی آن را آرام آرام محاصره کردند و چندین قایق ماهیگیری ماهیگیران ونزولایی را به بهانه حمل مواد مخدر غرق کردند و شهروندان ونزولایی را کشتند اما ونزولایی ها اراده ای برای درگیری با آمریکایی ها از خود نشان ندادند اما در اینجا اینها متوجه هستند که طرف مقابلشان هیچ ابایی از درگیری با آنها ندارد و چنین رویارویی ای می تواند بسیار پر هزینه باشد.
به هر حال آنهایی که از جریان های پشت پرده مطلع بودند و با محافل سیاسی در ارتباط بودند می دانستند که مذاکرات از طریق کشورهایی مانند عمان و قطر و عربستان سعودی و ترکیه و مصر و عراق و پاکستان و روسیه در حال انجام است و حتی نشست هایی میان میانجی گری ها در برخی کشورها مثل عمان بی سر و صدا دارد برگزار می شود و در نهایت این نشست ها و تلاش ها بود که نتیجه داد و عملا آنچه از سفر همزمان آقای لاریجانی به موسکو و آقای عراقچی به آنکارا شاهد بودیم که بعد از آن آقای لاریجانی اعلام کرد چهارچوب جدیدی برای مذاکرات درحال تدوین است نتیجه این صحبت های پشت پرده فشرده بود.
آمریکایی ها امیدوار بودند که بتوانند با تهدید های نظامی خود و سوء استفاده از اعتراضات مردمی در داخل ایران امتیاز های حد اکثری را از ایران بگیرند و به نوعی خواسته های خود به ایران را دیکته کنند.
بر عکس آنچه در رسانه های دشمن ملت ایران ترویج می شد نه آمریکا و نه اسرائیل به دنبال حمایت و کمک به مردم ایران بودند و هستند و ماجرای اینکه برخی معترضین را تشویق به انجام اعمال خشونت کردند و ادعا کردند کمک در راه است فقط برای آن بود که بتوانند از آنها سوء استفاده بیشتری برای اهداف خود کنند.
متاسفانه بسیاری از جوانان ما هم گول این حرفها و برخی حقوق بگیران سازمان های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل که به ظاهر ایرانی می باشند را خوردند و آنها موفق شدند از نارضایتی مردم از اوضاع معیشتی خود برای اهداف شوم خود سوء استفاده کنند.
به هر حال طبق آنچه محافل دیپلماتیک مطرح می کنند خواسته های آمریکا به شرح ذیل بود (که البته تاکید می کنم این چیزهایی بود که اینها مطرح می کردند که آمریکا خواهان آن است):
1 – تفکیک کل برنامه هسته ای ایران.
2 – تفکیک کل برنامه موشکی وپهبادی ایران و محدود سازی موشک ها و پهباد های ایرانی به برد 300 کیلومتر.
3 - قطع ارتباطات ایران با متحدین اش در منطقه و اینکه حل متحدین ایران در منطقه خلع سلاح شوند.
4 – ایران روابط خود با دیگر کشورها در تضاد با منافع آمریکا را متوقف و یا محدود کند (که احتمالا منظور روابط ایران با چین و روسیه و کره شمالی و... است).
5 – رهبری با ترامپ وارد مذاکرات مستقیم شوند و یا اینکه فردی را به عنوان جانشین و نماینده تام الاختیار خودشان برای مذاکره با ترامپ معرفی کنند و ایران سیاست های خصمانه اش نسبت به آمریکا را به سیاست های دوستانه تبدیل کند.
6 – ایران دست از دشمنی با اسرائیل بردارد و اسرائیل را به رسمیت بشناسد و به پیمان ابراهیمی بپیوندد و یا اینکه حتی اگر به رسمیت نمی شناسد مانند برخی کشورهای دیگر که اسرائیل را به رسمیت نمی شناسند کاری به کار اسرائیل نداشته باشد.
7 – ایران یک توافق بلند مدت چند ده ساله با ایالات متحده امضا کند که امتیاز برداشت نفت و منابع معدنی و... را به شرکت های آمریکایی بدهد.
آنهایی که مسایل منطقه و جهان را طی چند دهه اخیر پوشش داده اند با سه شرط اول آمریکا آشنایی دارند.
این شرط ها واو به واو شرطهایی هستند که آمریکایی ها و اروپایی ها برای لیبی مطرح کردند و برای اینکه لیبی این شرایط را بپذیرد حتی قرارداد دفاعی مشترک میان انگلیس و فرانسه و ایتالیا با لیبی امضا شد و پس از اینکه لیبی به تعهدات خود عمل کرد بلا فاصله خود همین ها مزدورهای خود را در لیبی فعال کردند تا در شرق لیبی درگیری ایجاد کنند و به بهانه حمایت از معترضین به لیبی حمله کردند و امروزه می بینیم که چه بر سر لیبی آمده و آنچه نتانیاهو در دفتر بیضی شکل کاخ سفید درباره سناریوی لیبی برای ایران مطرح می کرد هم همین سناریو می باشد.
طبق آنچه مطلعین و محافل دیپلماتیک اظهار می دارند تنها چیزی که آمریکایی ها در گفتگو های پشت پرده به آن کاری نداشتند اما بعضی وقت ها در اظهارات رسانه ای مطرح می کنند "تامین امنیت و یا خواست اعتراض کنندگان بود".
به هر حال همه می دانند که معمولا اینها خواسته های حد اکثری مطرح می کنند تا ببینند چه چیز هایی را می توانند دریافت کنند.
در نهایت هم آمریکایی ها پذیرفتند که فقط موضوع بحث "مساله صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران در مقابل رفع تحریم ها باشد".
بر عکس آنچه این روزها در برخی رسانه ها، مخصوصا اسرائیلی و آمریکایی مطرح می شود، آمریکایی ها متقاضی آن بودند و هستند که مذاکرات به صورت مستقیم برقرار شود و دیگر مانند سابق غیر مستقیم نباشد و ایرانیها در این راستا پیشنهاد داده اند کشورهای دیگر مرتبط با میانجی گری ها حضور داشته باشند تا شاهد و ضامن مذاکرات باشند اما آمریکایی ها اصرار دارند که می خواهند مذاکرات بدون حضور هیچ طرف ثالثی برگزار شود.
به نظر می رسد مطرح کردن معکوس این مساله بیشتر برای آن است که اسرائیلی ها می خواهند روی میانجی گرها تاثیر بگذارند و به نوعی بین آنها و ایران اختلاف ویا کدورت ایجاد کنند.
خواست ایران این بوده که کشورهایی مانند روسیه، عربستان سعودی، مصر، ترکیه، عمان، قطر، پاکستان وعراق که نقش بسزایی در میانجی گری ها داشتند نیز حضور داشته باشند اما آمریکایی ها خواهان آن هستند که مذاکرات مستقیم وبدون حضور طرف ثالثی باشد.
البته عموما علاقه دولت آقای ترامپ در همه مذاکرات دیگر هم که برگزار کرده این است که خودشان با طرف مقابل به تنهایی مذاکره کنند و بعد اگر توافقی حاصل شد و نیاز بود دیگران را دعوت کنند.
در این راستا میتوان گفت بزرگترین بازندگان اروپایی ها هستند که به دلیل سیاست های نسنجیده شان هم از طرف آمریکا و هم از طرف ایران دیگر جایگاهی در مذاکرات ندارند.
بحث مکان مذاکرات هم طرفین هم روی ترکیه و هم روی عمان موافق هستند اما چون در حال حاضر مذاکره کنندگان آمریکایی (استیو ویتکاف و جراد کوشنر) برای مذاکرات روسیه و اوکراین در امارات هستند و برای آنها راحت تر است از آنجا به عمان بروند احتمالا مذاکرات در مسقط برگزار شود.
به هر صورت به نظر می رسد در حال حاضر طرفین روی موضوع مذاکرات با هم توافق دارند وبحث مکان و شکل مذاکرات در نهایت طی چند ساعت آینده حل وفصل شود.