گزارش و تحلیل

ماجرای بازار طلا چیست؟ (متن کامل)

چند ماهی است بازارهای طلا شاهد تلاطمهای بی سابقه ای بودند و اونس طلا رقم های نجومی بالای 5600 دلار را نیز ثبت کرد اما به یکباره قیمت طلا افت 18 درصدی را طی چند رو شاهد بود و بسیاری توقع داشتند به دلیل این افت سنگین سرمایه گذاران در طلا اقدام به فروش طلا نمایند و این سقوط به صورت آزاد ادامه یابد.
Sputnik
چون به نظرم آمد ماجرا بسیار مورد توجه مردم ما است از چند کارشناس بین المللی بانکی و اقتصادی در این باره پرس و جو کردم که مسایل جالبی را برایم مطرح کردند.
بحث صعود قیمت طلا از زمانی شدت گرفت که پس از انتخاب آقای ترامپ به ریاست جمهوری در آمریکا و چالش هایی که میان ایالات متحده و چین اتفاق افتاد چینی ها تصمیم گرفتند بیش از 5 هزار ملیارد دلار اوراق قرضه دلاری خود را به طلا وکالای دیگر تبدیل کنند و از سوی دیگر اختلافات میان ترامپ و حاکم فدرال ریزرو آمریکا موجب آن شد تا اعتماد به دلار کاهش یابد و مردم به سمت خرید کالای قابل اعتماد برای حفظ سرمایه خود روی بیاورند و به این دلیل تقاضا برای فلزات گران بها مانند طلا و نقره به شدت افزایش یافت.
از سوی دیگر لشکر کشی آمریکا به منطقه خاورمیانه و احتمال وقوع جنگ با ایران موجب آن شد که این جریان شدت بیشتری پیدا کند و به این دلیل عملا افزایش قیمت فلزات گران بها شدت بیشتری پیدا کرد و به اوج خود رسید.
اما طی هفته گذشته دو اتفاق افتاد که بازار را آرام کرد یکی معرفی کوین وارش به عنوان نامزد ترامپ برای فدرال ریزرو بود و دیگری بحث احتمال از سر گرفتن مذاکرات میان ایران و آمریکا و کاهش تنش در خاورمیانه بود.
آقای ترامپ اصرار داشت که فدرال ریزرو که در واقع بانک مرکزی جهان است چون کنترل دلار را در اختیار دارد، نرخ بهره را کاهش دهد و عملا با کاهش نرخ بهره بسیاری سرمایه گذاران ترجیحشان خرید فلزات گران بها بود اما آنهایی که کوین وارش را می شناسند می دانند که وی بر عکس طرفدار افزایش بهره و افزایش قدرت دلار می باشد.
بر عکس کلیه روسای سابق فدرال ریزرو آمریکا وارش به قول معروف خاک بازار را خورده و از بازار آمریکا به این جایگاه رسیده و خود فردی است که در کسب و کار فعال بوده در حالی که بقیه روسای فدرال ریزرو افراد صاحب نظر در زمینه های علم اقتصاد بودند ولی هیچ وقت خودشان به شخصه در بازارها فعالیتی نداشتند و بیشتر فعالیت دانشگاهی داشتند.
ترامپ به شدت با حضور این افراد که به صورت عملی با بازار نا آشنا هستند مخالف بوده و علیرغم اینکه وارش با نظرات او خیلی هم همسو نیست اما ترجیح داد یک بازاری را برای تنظیم سیاست پولی آمریکا تعیین کند تا فردی که فقط در دانشگاه کار تحقیقاتی کرده و بازار آمریکا هم واکنش بسیار مثبتی به این ماجرا نشان داد و افزایش قیمت دلار در مقایسه با طلا هم عملا نشان از واکنش بازار به این انتخاب بود.
اما نکته ای که اینجا اتفاق افتاد این بود که بخش اعظم خرید های طلا در آمریکا و برخی کشورهای دیگر به صورت سفطه بازی انجام شده بود نه به صورت فیزیکی.
یعنی در حالی که مثلا چین فقط خرید فیزیکی طلا انجام می داد و در مقابل پولی که پرداخت می کرد طلای فیزیکی دریافت می کرد بسیاری از خریداران دیگر طلا را به صورت الکترونیکی خریداری کرده بودند و به صورت فیزیکی طلا را در اختیار نداشتند.
طبق برخی بر آوردها حجم خرید طلای سفته ای چیزی حدود 18 برابر طلای فیزیکی بوده و عملا این طلای سفته ای بود که داشت با قیمت ها در سطح جهانی بازی می کرد و نه طلای فیزیکی.
به این دلیل سفته بازان در بازار های سفته ای شروع کردند بازی کردن تا فضای سفته بازی خود را حفظ کنند و چون طلای فیزیکی دست بسیاری از افراد نبود عملا موفق شدند با بازی روی اینترنت و سفته بازی قیمت ها را از سقوط آزاد حفظ کنند.
بیشتر این اتفاق هم در بازارهای مالی نیویورک و سنگاپور و لندن و دبی اتفاق افتاد.
در برخی بازارهای مالی مثل هنگ کنگ به دلیل مقررات چین امکان سفته بازی وجود ندارد وآنجا معامله گران طلا مجبور هستند طلا را فیزیکی معامله کنند.
در واقع طبق نظر این کارشناسان دلیل اصلی عدم سقوط آزاد قیمت طلا همین سفته بازی ها می باشد و اگر سفته بازار به یکباره طلای فیزیکی خود را مطالبه کنند به دلیل اینکه فروش 18 برابر موجودی بوده عملا قیمت افزایش خواهد یافت و فعلا اینها در صدد حذف سفته بازان کوچک از بازارها می باشند و با بازپس دادن حدود 20 درصد کمتر از پولشان آنها را از بازارها کنار می زنند.
می توان گفت عملا در این بازی سفته بازان بزرگ، که اکثرا مستقیم یا غیر مستقیم وابسته به دولت ها و یا مرتبط با آنها بودند، موفق شدند چیزی حدود 20 درصد از پول سفته بازان کوچک را طی چند روز به جیب بزنند و طبق بر آوردها چیزی حدود یک هزار ملیارد دلار سود کنند.
بحث و گفتگو