تحرکات اخیر ارتش ایالات متحده در منطقه خاورمیانه، بهویژه اعزام ناو هواپیمابر هستهای یواساس آبراهام لینکلن بار دیگر توجه تحلیلگران نظامی و امنیتی را به سطح آمادگی عملیاتی واشنگتن در قبال ایران جلب کرده است.
ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن از کلاس "نیمیتز" و عملاً یک پایگاه هوایی شناور به شمار میرود. این ناو با طول بیش از 330 متر و ظرفیت استقرار حدود 5 هزار نیرو، قادر است ماهها بدون نیاز به سوختگیری در دریا باقی بماند.
مهمترین مؤلفه قدرت ناو، بال هوایی آن است. اسکادرانهای مستقر روی آبراهام لینکلن معمولاً شامل جنگندههای F/A-18E و F/A-18F سوپر هورنت هستند که قابلیت نبرد هوایی، حمله دقیق به اهداف زمینی و سرکوب پدافند هوایی را دارند. این جنگندهها به مجموعهای از تسلیحات هوشمند، از جمله موشکهای هوابههوا، بمبهای هدایتشونده ماهوارهای JDAM و موشکهای ضد رادار مجهز هستند.
در کنار آنها، حضور هواپیماهای EA-18G Growler نقش کلیدی در جنگ الکترونیک ایفا میکند. این هواپیماها مأموریت اخلال در سامانههای راداری، ارتباطی و پدافندی دشمن را بر عهده دارند و عملاً مسیر را برای حملات هوایی امن میکنند. همچنین هواپیماهای E-2D Hawkeye بهعنوان چشم اطلاعاتی ناو، وظیفه هشدار زودهنگام، فرماندهی و کنترل عملیات هوایی را بر عهده دارند.
آبراهام لینکلن بهتنهایی عمل نمیکند، بلکه در قالب یک گروه رزمی ناو هواپیمابر Carrier Strike Group
وارد منطقه میشود. این گروه معمولاً شامل چند ناوشکن کلاس "آرلی برک" و در برخی موارد رزمناوهای مجهز به سامانه دفاعی "ایجیس"است.
این شناورها به موشکهای کروز تامهاوک با برد بیش از 1600 کیلومتر مجهز هستند که امکان حمله دقیق به اهداف زمینی از فاصله دور را فراهم میکند.
علاوه بر این، سامانههای پدافندی این ناوشکنها، از جمله موشکهای SM-6 و SM-3، توان رهگیری موشکهای بالستیک و کروز را دارند.
این ناو میتواند 7 تا 10 روز بهتنهایی جنگ سنگین انجام بدهد و با پشتیبانی لجستیکی حدود 1 تا 2 ماه عملیات مداوم داشته باشد. بعبارتی، از نظر سوخت و انرژی محدودیت ندارد اما محدودیت اصلی مهمات و نیروی انسانی است. یعنی برای یک درگیری کوتاه کاملاً آمادهست و برای طولانیتر شدن جنگ هم باید چرخش ناوها انجام پذیرد.