گزارش و تحلیل

کم کم اروپایی ها سر عقل می آیند

تنها شرایطی می تواند برای اروپایی ها موازنه ای ایجاد کند که در آن روابط آنها با روسیه برقرار و عادی سازی شود و خصومت ها کنار گذاشته شود و اروپایی ها از زیر چتر دشمنی و خصومت با روسیه خارج شده باشند.
Sputnik
اخیرا خانم جورجا ملونی نخست وزیر ایتالیا اظهار داشته که وقت آن رسیده اروپایی ها متوجه شوند که باید با روسیه وارد گفتگو شوند و نباید خودشان را وابسته به یک طرف کنند و یا اینکه به ابزاری دست یک طرف برای محقق کردن اهداف خودش تبدیل شوند.
چه عجب؟
تازه اروپایی ها متوجه شده اند که به ابزاری در دست آمریکا در مقابل روسیه تبدیل شده اند؟
آیا ماجرای گرینلند و اصرار آمریکایی ها برای تصرف آن بود که اروپایی ها را بیدار کرد یا هنوز بسیاری اروپایی ها باور داشتند که تحت چتر حمایتی آمریکا قرار دارند و متحد آمریکا می باشند.
آیا ماجرای برخورد ترامپ با زلنسکی در اتاق بیضی شکل کاخ سفید در مقابل دوربین ها را ندیدند؟
تحقیر رهبران کشورهای اروپایی در کاخ سفید که مانند بچه مدرسه ای همه به صف شده بودند چی؟
اگر ماجرای زلنسکی را از طریق دوربین ها دیده باشند این یکی که خودشان در آن حضور داشتند.
البته برخی رهبران کشورهای اروپایی به سمت چین رفته اند و به دنبال آن هستند که قرارداد هایی به میزان بالای یک هزار ملیارد دلار با چین ببندند تا به نوعی به آمریکا بگویند اگر پشت ما را خالی کنید می رویم سمت چین اما این ماجرا از طرف آمریکا یک بچه بازی بیش به حساب نمی آید چون آمریکا خوب می داند اینها به قول بازاری ها "مال این کار نیستند".
تنها شرایطی می تواند برای اروپایی ها موازنه ای ایجاد کند که در آن روابط آنها با روسیه برقرار و عادی سازی شود و خصومت ها کنار گذاشته شود و اروپایی ها از زیر چتر دشمنی و خصومت با روسیه خارج شده باشند.
عملا وقت آن رسیده تا اروپایی ها متوجه شوند منافع آنها اقتضا می کند با شرق و غرب ارتباط داشته باشند و اینکه به یک سمت غش کنند کسی آنها را در هوا نخواهد گرفت.
این صحبت ها را قبل تر آقای ویکتور اوربان نخست وزیر مجارستان بارها مطرح کرده و بارها به اروپایی ها گوشزد کرده که دشمنی و خصومت بر علیه روسیه به نفع آنها نیست و حتی به نفع اوکراین هم نیست و باید به سمت تعامل با روسیه گام بردارند.
حالا به نظر می رسد رهبران کشورهای اروپایی به همین نتیجه رسیده اند و بحث اینکه رابطه آنها با روسیه باید عادی سازی شود و باید به سمت تعامل با روسیه گام بردارند میان آنها به شدت گوش شنوا پیدا کرده.
به قول مثل انگلیسی Even though it is late but it is never too late
گو اینکه دیر است هیچوقت خیلی دیر نیست، بقای اروپا در جایگاه بین المللی اش نیاز به آن دارد که کشورهای اروپایی هر چه سریعتر دست از دشمنی با روسیه بردارند و اختلافات خود با روسیه را پای میز گفتگو حل و فصل کنند و به جای اینکه روی میز باشند بتوانند یک کرسی کنار میز برای خودشان پیدا
بحث و گفتگو