طی دو هفته اخیر ایران شاهد حوادثی بسیار اسف بار بود که موجب آن شد بسیاری از هموطن هایمان جانشان را از دست دهند.
نوسانات ارزی زندگی همه مردم ایران را به یک وضعیت دشوار و غیر قابل تحمل غیر قابل تحمل تبدیل کرده بود و نه فقط تجار مشکل خرید و فروش کالا پیدا کرده بودند بلکه مردم با مشکل از دست رفتن پس اندازهای خود و همچنین ناتوانی در خرید ما یحتاج خود مواجه شده بودند و فشارهای سیاسی و روانی که بر اثر جنگ 12 روزه به وجود آمده بود مزید بر علت شده بود تا همه چیز قفل شود و همه وارد مرحله ای از چه کنم چه کنم شوند و در نهایت انفجار رخ داد و مردم دیگر تحملشان سر آمد و به خیابان آمدند و از دولتمردان مطالبه کردند که به معیشت آنها توجه ویژه داشته باشند.
پس از جنگ 12 روزه اعلام شده بود که حدود 22 هزار نفر به اتهام همکاری با سازمان های اطلاعاتی بیگانه بازداشت شدند.
عملا می توان گفت اگر 22 هزار نفر بازداشت شدند بیش از دو برابر آنها یا مخفی شده اند و یا اینکه فرار کرده اند.
به هر حال بر کسی پوشیده نیست که در جنگ 12 روزه اسرائیلی ها به دنبال آن بودند که مردم را به خیابان بکشانند اما موفق نشدند، در ماجرای اعتراضات در برابر گرانی اینها فرصت را مناسب دانستند تا موج سواری کنند تا بلکه کاری را که موفق نشده بودند در جنگ 12 روزه انجام دهند را انجام دهند.
آنها دقیقا از همان سناریوی لیبی و سوریه که نتانیاهو در سالن بیضی شکل کاخ سفید در اولین ملاقات اش با ترامپ مطرح کرده بود استفاده کردند و با نفوذ در میان معترضین هم نیروهای امنیتی هم معترضین را هدف قرار دادند تا موجبات ایجاد تنش و درگیری را فراهم کنند.
آنهایی که دیده بودند جنگ در لیبی و سوریه چطور شروع شد به خوبی با این شگرد ها آشنا بودند اما متاسفانه جوانانی که با این توطئه ها آشنایی نداشند در دام افتادند و مشاهده کردیم که بسیاری از کشته ها همه از نوجوانانی بودند که با سیستم کاری اینها آشنایی نداشتند و در دام مزدوران آمریکا و اسرائیل افتادند.
طبق معمول هم برخی از خارج کشور تلاش داشتند که روی شانه مردم ایران موج سواری کنند و آنها نیز بیشتر به این مسایل دامن زدند.
به هر حال همانگونه که مشاهده می شود نیروهای امنیتی ایران موفق شدند که ماجرا را جمع و جور کنند و از شنبه هفته گذشته تا به امروز دیگر تظاهراتی را شاهد نیستیم و علیرغم اینکه برخی تلاش داشتند جسته و گریخته جاهایی را شعله ور کنند اما مردم وقتی دیدند که دارند ماجرای اعتراضات به حق آنها را مصادره می کنند صف خودشان را از آنهایی که دنبال آشوب بودند جدا کردند.
آمریکایی ها هم برای اینکه بتوانند از آب گل آلود ماهی بگیرند تهدید های فراوانی را مطرح کردند و توقع داشتند که با این تهدید ها بتوانند همان سناریوی سوریه و لیبی را پیاده کنند، یعنی کاری کنند که اعتراضات شلوغ شود، اما نشد.
البته متاسفانه هنوز برخی آن ور آب، که حقوق بگیر اسرائیل هستند، به دنبال آن می باشند که رویای نتانیاهو یعنی راه انداختن جنگ میان ایران و آمریکا و جنگیدن با ایران تا آخرین سرباز آمریکایی را محقق کنند.
همه کارشناسان مربوطه متفق القول هستند که ترامپ فردی نیست که به خاطر چشم وابروی کسی جان و یا مال آمریکایی ها را به خطر بیاندازد و وی فقط وقتی دستور حمله می دهد که مطمئن باشد ده ها برابر هزینه ای که خواهد کرد برایش فایده دارد.
آمریکا تهدید های زیادی را طی هفته گذشته مطرح کرد اما امروزه می بینیم که فضا به سمت عقب نشینی رفته چرا که آمریکایی ها متوجه شدند دیگر آنچه می خواهند محقق نخواهد شد و به این دلیل فعلا به این سمت رفته اند که بتوانند از ماجرای اغتشاشات به وجود آمده سوء استفاده کنند و برگه های فشاری را برای مذاکرات احتمالی آتی با ایران جمع آوری کنند.
برخی هم باور دارند ممکن است که آمریکایی ها اگر ببینند که چنین برگه هایی را نمی توانند به دست آورند اقدام به انجام یک عملیات دوربرد مثل پرتاب چند موشک کنند تا بلکه بتوانند ایران را تحت فشار بیشتر قرار دهند تا بلکه در مقابل خواست های آنها کوتاه بیاید.
جلسه اخیر شورای امنیت و حمایت قاطع روسیه و چین از یکسو و حمایت بسیاری از کشورهایی که آمریکایی ها روی آنها برای تامین خواست خود در شورای امنیت حساب باز کرده بودند قطعا موجب آن خواهد شد تا آمریکا قبل از هر اقدامی بر علیه ایران چند باره فکر کند.
امروزه همه کشورهای منطقه به شدت با ماجراجویی آمریکا در خاومیانه مخالف می باشند و این را به صراحت بیان کرده اند و قطعا آمریکا در هر قدمی بر می دارد مجبور است که به خواست اینها نیز توجه داشته باشد.
در واقع به همین دلیل هم می باشد که امروز ستیو ویتکاف به نوعی به آقای عراقچش پاسخ داد و اظهار داشت که آمریکا دیپلماسی را به جنگ ترجیح می دهد، دقیقا همان صحبت هایی که آقای عراقچی قبلتر مطرح کرده بودند و گفته بودند که ایران دیپلماسی را به جنگ ترجیح می دهد.