گزارش و تحلیل

مرغ برجام یا تخم مرغ FATF

این روزها بحث پیوستن به معاهده جلوگیری حمایت مالی تروریسم و پولشویی FATF در ایران به جایی رسیده که وزیر امور خارجه این کشور هم در حال از دست دادن شغل خود به دلیل این ماجرا می باشد.
Sputnik

البته اکثر کارشناسان باور دارند که آقای محمد جواد ظریف هنوز به جایی نرسیده که مجلس شورای اسلامی بخواهد از وی سلب اعتماد کند و رای گیری در مجلس بر علیه او رای نخواهد آورد.
بیشتر این تحلیل ها هم مبتنی بر آن است که پیوستن ایران به معاهده FATF و CFT که دلیل بحث و جدل بر علیه آقای ظریف و کشاندن وی به مجلس است کلا از طرف مجلس شورای اسلامی رای آورده و طبیعتا همان نمایندگانی که به این لوایح رای دادند حد اقل از آقای ظریف حمایت خواهند کرد.
به هر حال باید منتظر بمانیم و ببینیم نتیجه جلسه پرسش و پاسخ کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با آقای ظریف که قرار است روز یکشنبه برگزار شود چه خواهد بود و اصلا بحث استیضاح آقای ظریف به صحن علنی مجلس کشیده خواهد شد یا نه.
بحث و جدل در مورد پیوستن ایران به کنوانسیون FATF بسیار وسیع است و مخالفت بسیاری از نمایندگان و سیاستمداران و اقتصاد دانان به پیوستن ایران به این کنوانسیون به این دلیل نیست که مخالف تصویب لایحه مبارزه با پولشویی و یا حمایت مالی تروریسم هستند (کما اینکه مقام معظم رهبری علنا از نمایندگان مجلس درخواست کردند که به نوعی قانونی برای مبارزه با تامین مالی تروریسم و پولشویی داخلی به تصویب برسانند) بلکه به این دلیل است که دلواپس هستند پیوستن ایران به این معاهده منجر به آن شود که دشمنان مانند ایالات متحده که قدرت زیادی در مجامع این کنوانسیون دارند ابزار جدیدی برای فشار به ایران پیدا کنند.
دولت مردان هم باور دارند که بر اساس مذاکرات و گفتگو هایی که با طرف های بین المللی انجام داده اند همه بدون استثنا تاکید کرده اند که تعامل مالی بانک ها و مراکز مالی بین المللی با ایران مشروط بر پیوستن ایران به این معاهده می باشد و ایران می تواند با تحفظ به این لایحه بپیوندد.
بحث تحفظ هم اینجا این است که مثلا امروزه ایران با ایالات متحده و اسرائیل و عربستان سعودی بر معرفی گروه های تروریستی اختلاف نظر دارد چون ایران مثلا گروه های مبارز فلسطینی را گروه های جهادی می شناسد و از هیچ حمایتی از آنها حاضر نیست دریغ کند در حالی که اسرائیل و ایالات متحده این گروه ها را تروریست می خوانند و طبیعتا پیوستن ایران به کنوانسیون می تواند منجر به آن شود که در آینده تحریم هایی به دلیل حمایت ایران از این گروه ها بر علیه ایران وضع شود.
استدلال مخالفان هم مبنی بر این است که در حال حاضر هیچ بانک ویا موسسه بین المللی مالی ای با ایران همکاری ندارد که ما دلواپس قطع همکاری آنها باشیم.
از سوی دیگر موافقان باور دارند که بسته اروپایی برای حفظ برجام در راه است و اروپایی ها تعاملات مالی با ایران را منوط به پیوستن به این کنوانسیون کرده اند.
اگر بخواهیم روشن تر صحبت کنیم، بحث بر سر این است که اول به کنوانسیون بپیوندیم و بعد منتظر بسته اروپایی ها باشیم و یا اول اروپایی ها بسته خود را ارائه دهند و اگر این بسته واقعا فعال بود بعد بحث پیوستن ایران به کنوانسیون بررسی شود.
در ضمن یکی دیگر از مباحث این است که آیا اصلا تحفظ ایران مورد تایید است یا نه.
زمانی که ایران سال 1968 میلادی (1347 شمسی) به پیمان عدم تکثیر سلاح های هسته ای معروف به NPT پیوست، ایران با تحفظ عاری بودن خاورمیانه از تسلیحات هسته ای به این پیمان پیوست.
جالب اینکه ایران در دوران قبل از انقلاب به این پیمان پیوست اما بعد از انقلاب هم به این معاهده پایبند ماند، نه مثل آمریکا که معاهده برجام را امضا کرده و با تغییر رئیس جمهوری زیر آن زده.
در آن زمان شاه ایران رابطه بسیار صمیمی ای با اسرائیل داشت اما ملاحظه می کنیم ایشان نیز تحفظ عاری بودن خاورمیانه از تسلیحات هسته ای را جزو شروط ایران برای پیوستن به این پیمان قرار داد و بعدها که مشخص شد اسرائیل دارای چندین کلاهک هسته ای می باشد طبق همان تحفظ ایران هم حق داشت دیگر پایبند معاهده نباشد و هم اینکه می توانست اصلا شروع به ساختن تسلیحات هسته ای کند، مگر اینکه آژانس بین المللی هسته ای تاسیسات هسته ای اسرائیل و دیگر کشورهای منطقه را نیز بازرسی کند و تایید کند که هیچ کدام تسلیحات هسته ای در اختیار ندارند.
بهانه آژانس برای عدم بازرسی تاسیسات اسرائیل هم همیشه این بوده که اسرائیل معاهده ان پی تی را امضا نکرده و به این دلیل آژانس نمی تواند کاری انجام دهد.
یعنی طبق قوانین جنگل حاکم بر جامعه جهانی، چون ایران یک معاهده بین المللی را امضاء کرده و پایبند آن بوده و هیچ گزارشی مبنی بر انحراف آن وجود ندارد باید تحت فشار قرار گیرد و تحریم شود اما چون اسرائیل معاهده ای را امضا نکرده و پایبند هیچ مقررات بین المللی نمی باشد معاف است.
خوب با این شرایط بسیاری استدلال می کنند که پیوستن ایران به معاهده FATF می تواند دست دشمنان را باز کند تا به بهانه هایی تحریم هایی را بر علیه ایرانی ها وضع کنند در حالی که عدم پیوستن به آن در شرایط تحریم موجود فعلی فرقی به حال ایرانی ها نخواهد کرد، چون همانگونه که قبلا نیز مطرح کردیم فعلا کلا ایران تحریم مالی هست و پیوستن به FATF تاثیری بر رفع این تحریم های مالی نخواهد داشت.
مضاف بر اینکه با شرایط موجود تحریمی ایران مجبور است برای دور زدن تحریم ها به روش های مختلف متوسل شود و با امضای این معاهده احتمال اینکه روش های ایران برای دور زدن تحریم ها لو برود نه فقط بسیار زیاد بلکه قطعی خواهد بود.
اینجا است که سیاستمداران ایرانی را بر سر دو راهی قرار داده که مرغ (برجام) اول است یا تخم مرغ (FATF).

بحث و گفتگو